سلام ..

خوبی؟ خوشی ؟ سلامتی ؟ هوا چطوره ؟ هوای اونجا چه جوریاست ؟ اینجا هوا خیلی گرمه . همه چی ریخته به هم ..

 بابا این وبلاگ عجب معضل بزرگی شده  من به سر خوردگی مبتلا شدم اصلا دیگه ازت بدم میاد پیشم نیا عروسک . حوصلتو ندارم   این وبلاگ اعصابمو داغون کرده . به همش ریخته . در همش کرده . ولی دوسش دارم  چیکار کنم آخه من احساساتیم ؟حالا من موندم سر دو راهی چه راهی پیش بگیرم ؟؟   از صاحب نظران عزیز تقاضا میکنم منو راهنمایی کنین پلیز .

 تو منو از خودم نا امید کردی من به تو چی بگم آخه ؟ هان ! من بشینم درسامو بخونم یا تو که ..... تلپ تلپ میفتی   خانوم مهندس جون ! هوم ؟خودت خواستی ایشششششش!بیا فالتو بگیرم .. ۱۰۰۰تومان بده ناقابل..تازشم تو اصلا چیکار داری به مترسک پارتنر من ؟ هوم ؟  گفته دیدمت .اساسی گوشاتو بکشم .خیلی هم جدی گفته . مفهومه جیگر ؟

حدیثه جون خوشحالم که باهات اشنا شدم .. موفق باشی .. ممنون از نظرت .

محمد ممنون که به وبلاگ من سر زدی . خوشحالم کردی ..اقا اجازه ! همین چیزه .. همین .. میخواستم بگم .. خیلی کارت ۲۰ است(قال مهسا  ) منظورم قابل درک دیگه نه ؟  رجیستری(دوستای ناباب و فاب ). هک .بوت . رهگیری و این حرفاست دیگه!!!

مجید.حسین : ممنون که همیشه بهم سر میزنید .. خیلی خیلی خوشحالم میکنید ..ممنون از توجهتون .

از بقیه هم ممنون .که چرندیات منو میخونن....  

 

 

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد

بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او

یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگبار را

 

سرزمین عجایب!!!

ولی آلیس سر راهش قرار بود خیلی چیزها ببیند

چیزهایی که انتظارشان را داشت

ولی چیزهایی که انتظارشان را نداشت، اتفاق افتادند

چیزهایی که کاملا خسته کننده و احمقانه بودند

تا زندگی همان مسیر همیشگی خودش را طی کند...

گربه ها را در قهوه بگذار و موشها را در چای

و به ملکه آلیس که سی و سه بارتشنه تر است ، خیر مقدم بگو!

از چی بگم ؟ تا دل من لحظه ای آروم بگیره

دیـــــو سیـاه غصه ها توی کدوم شب میمیره؟