.: تو بی نهایت شب
وقتی نگات میخندید :.
.: چشمای خیره ی من
انــــدوهـــتو نمیدید :.
.: چرا غریــــبه بودم ؟؟
با غــربت نگـــاهت :.
.: تصویرمـــو ندیدم
تو چشم بی گناهت :.
.: کاشکی برای قلب تو
یه آسمون میساختم :.
.: روح بـــزرگ تــو رو
چــــرا نمیشناختم ؟ :.
.: آینه گریـــه میکرد
وقتی تو رو شکستم :.
.: ستاره پشت در بود
وقتی در را رو بستم :.
.: تو بودی و سکوت
غروب ســـرد پاییز :.
.: با تن خیس اونوقت
حرفــهای درد پاییز :.
.: حالا من غریــــبه
دنبال تو میگردم :.
.: تو قدر آسمونی
کمک کن تا برگردم :.
WoulD I ßuilD a Sky ƒor You’r HearT
? Why Wasn’t Know You’r Large Spirit
THe Mirror Was Cried WheN I ßrokeN You
Star Was ßack †he Door When I Closed Doors