روز بعد از رفتن تو ، آینه جا خورد تا منو دید
آینه با من گفتگو کرد ، اول از حال تو پرسید
روز بعد از رفتن تو رازقی مرد ، باغچه خشکید
دل اطلسی شکست و شعرم از دست تو رنجید
روز بعد از رفتن تو ظلمت کاذب ورق خورد
نسترنهای روی تاقچه بی تو پرپر شد و پژمرد
نفسامو سینه پس زد ، زمین عاشقاشو بلعید
شیشه ی پنجره یخ زد ، بارون فاجعه بارید
دل آسمون گرفت و بارون فاجعه بارید
عابر دیوونه این بار به من دیوونه خندید
عکس یادگاری ما ، بعد تو منو نبخشید