بیا بهارجان کویر بی تاب است !!!

در سرزمین رویاهای ما آدینه ها آبی ست . طلوع روز تولد نسیم امید فردایی بهتر را برایم به ارمغان می آورد . انتظار ، دوباره آرام آرام در قلبم جای میگیرد و جانم را پر شور میکند . شاید سهم منهم از وجود پر معنا همین باشد .

افسوس که فکرم مشوش است که آیا لحظه ها فرصت دیدار با نسیم را به من خواهند داد و مرا در حسرت کیمیای زندگی ام نخواهد گذاشت ؟؟؟

کاش میشد در طلوع آفتاب از یاکریمهای پشت بام خانه مان هم بخواهیم که برای ظهور شکوهمندش «یا علی» بگویند و همصدا با قناریهای سرزمین اشک ندای« یا مهدی ادرکنی» را طنین افکن کنیم .

اکنون که مسلمانان جهان ، در شرق و غرب بر دیوارهای سلطه ی کافران میخکوب شده اند . آغاز تعطیلی بازار حقیقت است و سلام خورشید بی جواب مانده است . تنها پسر فاطمه دستان سخاوتمند زمین و چشمان معصومانه ی آسمان را خواهد فهمید .

مهدی جان ! فلسطین برای حفاظت اولین قبله امت جدت آشفته است ، پس به پاس نگاههای مضطرب مادرانی که به دنبال قامت جوانانشان روانه است بیا !!!

این اسرائیلیانند که ناجوانمردانه و تنها به یمن سرزمین  کفری وسیعتر ، خون جوانان را پایمال میکنند و شکستگی بال کبوتر را مژده ی حیات نو میدانند . آنجا که شیطان دروغ و بی دینی سر بر آستان سرزمین خسته ی شرقی نهاده و برایش نقشه ی آوارگی میکشد ..

بیا که چشمان شیعیان ایرانی و جهان به امیدت بازمانده اند و با نگاه معصومانه ات خستگی انتظار را از قامت منتظرانت دور کن ! خستگی که شیرینی اش وجود مبارک تو بود و امید به آمدنت حس پرواز کردن را هدیه میدهد .

تو که بیایی در مقابلت زانو خواهیم زد و خدا را سجده میکنیم . تو که بیایی تنهایی را فراموش میکنیم و در اطرافت حلقه میزنیم ، آنجاست که سکوت و تیرکی شب بی معنا میشود ........

           
        گل افشان باد جاده های منتظر قدوم مبارکت ای پسر آدم و فرزند خاتم !