«   ! زنده بگور !    »
«   ! زنده بگور !    »
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آرشیو

Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 25 فروردین ماه سال 1385

 

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد

گلویم سوتکی باشد

بدست کودکی گستاخ و بازیگوش

و او

یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد

بدین سان بشکند در من،

سکوت مرگبار را

 


چهارشنبه 9 فروردین ماه سال 1385
سرزمین عجایب!!!

ولی آلیس سر راهش قرار بود خیلی چیزها ببیند

چیزهایی که انتظارشان را داشت

ولی چیزهایی که انتظارشان را نداشت، اتفاق افتادند

چیزهایی که کاملا خسته کننده و احمقانه بودند

تا زندگی همان مسیر همیشگی خودش را طی کند...

گربه ها را در قهوه بگذار و موشها را در چای

و به ملکه آلیس که سی و سه بارتشنه تر است ، خیر مقدم بگو!


چهارشنبه 2 فروردین ماه سال 1385

از چی بگم ؟ تا دل من لحظه ای آروم بگیره

دیـــــو سیـاه غصه ها توی کدوم شب میمیره؟



I Take Comfort In Silence

شناسنامه کامل من...
آمار بازدیدها : 32745


Powered by Mahsa